چهارشنبه ٠٩ فروردين ١٣٩٦
با نهاد
کانونها
نظرسنجی
مطالب سایت نهاد دانشگاه الزهرا (س) از نظر کیفی تا چه حد انتظارات شما را پاسخگو بوده است؟

عالی
خوب
متوسط

اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 100641
 بازدید امروز : 332
 کل بازدید : 1236791
 بازدیدکنندگان آنلاين : 11
 زمان بازدید : 0.53
صفحه اصلي > نمايش اخبار 
اخبار > حجت الاسلام علوی تهرانی: ضرورت شناخت فرقه های انحرافی
 


شماره خبر :٥١٤٨٥٩ 

  تاریخ انتشار خبر : 1395/11/03    ا   ١٠:٠٠
 
حجت الاسلام علوی تهرانی: ضرورت شناخت فرقه های انحرافی
ریشۀ بحث قبل از ولادت امام مهدی عج ‌الله ‌تعالی‌ فرجه الشریف مطرح بوده است. از دوران حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام و امامان بعد. گاه به امام می رسیدند و می گفتند شما قائم هستید، شما مهدی هستید، و امام می فرمودند که قائم هستیم ولی آن که در نظر شماست، که زمین را پر از عدل و داد می کنند، من نیستم.

حث ما یکی از موضوعات بسیار مهم و مسائل بسیار پراهمیت از سلسله مباحث مهدویت بود.

ما در دوره معاصر خودمان در بحث مهدویت دچار انحراف هستیم. از انحراف جریان مهدویت متکلمین به بحث متمهدیان تعبیر می کنند. کسانی که ادعای مهدی بودن یا باب خاص یا نایب خاص امام عصر علیه‌السلام می کنند. برای این که جریان معاصر را که عموما ذیل گروه بهاییت و گروه های دیگری که اضافه شده اند را تحلیل کنیم مجبور شدیم که ریشۀ این بحث را پی گیری کنیم.

ریشۀ بحث قبل از ولادت امام مهدی عج ‌الله ‌تعالی‌ فرجه الشریف مطرح بوده است. از دوران حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام و امامان بعد. گاه به امام می رسیدند و می گفتند شما قائم هستید، شما مهدی هستید، و امام می فرمودند که قائم هستیم ولی آن که در نظر شماست، که زمین را پر از عدل و داد می کنند، من نیستم.

جریانات انحرافی ای تشکیل شد برای این که اصل مطلب را مخدوش کنند و مردم را از خانۀ امام عصر عج ‌الله ‌تعالی‌ فرجه الشریف دور کنند. در بیان دوره های مختلف، به دوران امامت امام رضا علیه‌السلام و امام جواد علیه‌السلام و امام هادی علیه‌السلام رسیدیم.

در دورۀ حضرت صادق علیه‌السلام و امامت امام کاظم علیه‌السلام گروه های انحرافی به شکل اسماعیلیه که الان هم ظهور و بروز دارند و مرکزشان هم در هندوستان است، بودند.

در دوران امام رضا علیه‌السلام و بعد از ایشان شکل انحرافی چه بود؟

وقتی موسی بن جعفر علیه‌السلام شهید شدند، گروه انحرافی در دوره امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام به این شکل ظهور و بروز کرد: گروهی به نام واقفیه آمدند گفتند ما بعد از امام موسی کاظم علیه‌السلام کسی را به امامت نمی شناسیم چون امام به امامت کسی توصیه نکرده است.

درآن دوره هم تعداد شیعه زیاده شده بود و هم گسترۀ جغرافیایی تشیع بسیار گسترده تر شده بود. به همین دلیل سه روز بدن امام موسی را نگه داشتند تا شیعیان برای تشییع برسند. یک و نیم میلیون نفر در تشییع امام موسی کاظم شرکت کرده بودند.

امام وکلایی را داشتند که کارها را از طریق آنها انجام می دادند. آن وکلا این دسیسه را درست کردند که وقتی حضرت به شهادت رسیدند، گفتند ایشان ما را به امام بعد از خود معرفی نکردند. اینها توقف کردند و واقفیه نام گرفتند. امامت حضرت رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام را قبول نکردند.

واقفیه بسیار قوی کار کردند. در دوره این سه امام، گروه انحرافی، واقفیه بود که اصلاً اصل امامت را قبول نداشتند و می گفتند آخرین امام موسی بن جعفر است که ایشان شهید شده است.

در دوره امام هادی علیه‌السلام گروهی به نام اسماعیلیه، فعالیتتشان به اوج رسید. آنها کسانی بودند که اسماعیل فرزند ارشد امام صادق علیه‌السلام را پذیرفته بودند. در حالی که اسماعیل در زمان حیات امام صادق علیه السلام به شهادت رسیده بود و اصلا زنده نبود که بخواهد ادعای امامت کند.

بعد از امام هادی، دوره امام حسن عسگری علیه‌السلام، است که خطرناک ترین دوره است چون به دوره امام عصر علیه‌السلام نزدیک می شود. گروهی به نام گروه محمدیه روی کار آمدند. فرزند بزرگ امام هادی علیه‌السلام، محمد نام داشت، ایشان از سادات جلیل القدر و صاحب کرامت و مدفون در سامرا است. در دوران امامت حضرت عسگری علیه‌السلام، فرقۀ انحرافی، امامت را برای محمد ذکر کرد. گفتند ایشان امام است، در حالی که سید محمد در زمان حیات پدرش از دنیا رفت. محمدیه دسیسه شان را اینطور درست کردند که امام برای خواص اصحاب را به پیروی از این پسرشان دعوت کردند، ولی چون از ایشان می ترسیدند که ممکن است مورد تعدی دستگاه ظلم قرار بگیرد، ایشان را مخفی کردند و گفتند از دنیا نرفته است تا به موقعش بیاید و ظهور کند و ماموریت الهی گسترش عدل و داد را انجام دهد. بنابراین قائم او است و رحلت یک بلوف سیاسی است.

از سیرۀ امام هادی که با این فرقه مبارزه می کردند، درس می گیریم که یکی از چیزهایی که آنهایی که منتسب به شیعه هستند باید بلد باشند، این است که باید گروه های انحرافی را بشناسند و با آنها مبارزه کنند. جملۀ "آقا می آید و کارها را درست می کند" را از سیره شان دور کنند. از فرقه های معاصر ما، یکی شان بهاییت است. بچه شیعه های ما چقدر با بهاییت آشنا هستند؟ انحراف بهاییت کجاست؟ وقتی شما این را نمی دانید و بعد وارد محافلی می شوید که مطالبی را مطرح می کنند و شما هیچ نمی دانید، اول مبهوت می شوید، بعد باور می کنید، در مرحله سوم هم خودتان مدافع آنها می شوید. ما جوانان هیئتی زیادی داشته ایم که امروز شیطان پرست شده اند، نسبت به چیزی که بوده اند زاویه پیدا کرده اند.

امام هادی علیه‌السلام در راه مبارزه با این فرقه دو کار می کردند: یک، در مواقع مهم جاهای بسیار متعدد به مرگ پسرشان سیدمحمد تصریح می کردند. در مجالس متعدد می فرمودند ایشان از دنیا رفته، خدا غریق رحمتش کند. دو، به نصّ شان بر امامت امام حسن عسگری علیه‌السلام تصریح می کردند. عمر نوفلی می گوید: من در محضر امام هادی علیه‌السلام بودم. دو پسر ایشان، پسر بزرگتر محمد و پسر کوچکتر امام حسن عسگری علیه‌السلام است. به امام هادی گفتم: بعد از شما ایشان صاحب ما هستند؟ (به ابوجعفر اشاره کردم) حضرت فرمودند: خیر پس از من، صاحب شما پسرم حسن علیه‌السلام است.

در مقطع کوتاهی جعفر کذاب را به عنوان انحراف در امامت معرفی کردند. دوره امام حسن عسگری علیه‌السلام سال 250 هجری قمری، تمام شد. در سال 250 تا 329 یعنی هفتادو نه سال، که به آن دوران غیبت صغری گفته می شود، چهار گروه انحرافی ایجاد شد. غیبت صغری از شهادت امام حسن عسگری علیه‌السلام شروع شد. گروه اول، کسانی که گفتند امام حسن امام است و بعدی وجود ندارد. خود اینها سه گروه هستند که به آنها واقفیه دوم گفته می شود. واقفیه اول در دوران امام کاظم علیه‌السلام بودند که می گفتند بعد از ایشان امامی نیست. در دوره امام حسن عسگری علیه‌السلام  دوباره این بازی شروع شد، می گفتند بعد از ایشان امامی نیست.

گروه اول واقفیۀ دوم می گویند امام حسن عسگری علیه‌السلام از دنیا نرفته، بلکه در پس پرده غیبت است و به زودی خواهد آمد. مبنای آنها کج فهمی یک روایت است. می گویند: یک، امام حسن عسگری از دنیا نرفته. دو، خود امام حسن عسگری امام است. سه، در پس پرده غیبت است. چرا این حرف را می زنند؟ از امام صادق علیه‌السلام این روایت را نقل می کنند که هیچ امامی تا آشکار جانشین خود را معرفی نکند، از دنیا نمی رود، چون زمین بدون حجت باقی نمی ماند. اینها این روایت را گرفته اند و بعد سراغ تاریخ رفته اند و می گویند امام حسن عسگری جانشین خودشان را معرفی نکردند، پس خودشان قائم هستند. نتیجه گیری شان درست است ولی روایتی که به آن استناد کرده اند غلط است. ما روایاتی داریم که اما حسن عسگری علیه‌السلام فرزند خودشان را معرفی کردند. شما چند روایت دراین زمینه بلد هستید؟ سه روایت وجود دارد که در همان دوران خفقان و مشکل امام حسن عسگری علیه السلام، ایشان فرزند نازنینش امام عصر عجل الله تعالی را معرفی کردند.

روایتی محمد از احمدبن موسی اشعری درباره امامت امام عصر(ع) پس از امام حسن عسگری (ع)

مهم ترین روایت، از احمدبن موسی اشعری، رئیس عالمان قم، در دورۀ خودش بود. شرفیاب حضرت شد. اینها چقدر به بیت امامت محرم بودند. وارد محضر امام حسن عسگری شد. حضرت به او فرمود :احمد در آن اتاق برو و پرده را کنار بزن، ببین چه می بینی. احمد پرده را کنار زد. گفت: یک آزاده دیدم در سن پنج سالگی، جمالش چون خورشید می درخشید، مرا دید، او به من سلام کرد و با اسم مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود بعد از پدرم من صاحب شما هستم. من تعجب کردم. پرده را انداختم و خدمت امام حسن عسگری آمدم. دیدم ایشان تبسم می کند. خواستم سوال کنم که آن فرموده درست است یا نه، حضرت فرمودند: بعد از من آن آقازاده صاحب شما است.

 ما از این تیپ روایات سی مورد داریم.

گروه دوم واقفیه دوم می گویند امام حسن علیه‌السلام از دار دنیا رفته ولی رجعت می کند. یکی از مهم ترین عقاید شیعه بحث رجعت است. امام صادق علیه‌السلام می فرماید: اگر کسی به چهار مساله اعتقاد نداشته باشد، شیعه نیست. یکی از آنها مسالۀ رجعت است. چقدر از رجعت می دانید؟  

آنها به روایتی از امام صادق استناد می کنند که امام فرمودند به مهدی از آن جهت قائم می گویند که او پس از ما قیام خواهد کرد، بعد می گویند امام حسن هم از دار دنیا رفته و بعد می آید. آنها نمی دانند رحلت در این روایت به چه معنایی است. فکر می کنند کسی است که از دار دنیا رفته است. می گویند رجعت می کند و می آید. کج فهمی در روایت باعث همچین خصیصه ای می شود.

گروه سوم واقفیه دوم، گروه "لا ادریون" هستند. می گویند ما نمی دانیم امام حسن علیه‌السلام بعد از خودشان وصیت کرده اند یا نه. نمی دانیم کسی را انتخاب کرده اند یا نه. فعلا به ایشان اعتقاد داریم تا وضعیت روشن شود و امامت نفر بعدی را بپذیریم. نمی دانیم الان چه کسی امام ما است. چون نمی دانیم بر امامت امام حسن علیه‌السلام  توقف می کنیم. در حالی که اینها به گزافه حرف زدند و وضعیت بسیار روشن است.

احمدبن موسی اشعری خدمت حضرت عسگری علیه‌السلام رسید. پرسید وضعیت امامت بعد از شما چگونه است؟ آیا وضعیت شیعه تاریک است؟ در خانۀ امام روزنه ای بود که از بیرون آفتاب می تابید. امام حسن فرمود: بعد از من وضعیت شیعه از این روشنایی روشن تر است.

یعنی چیزی مبهم نیست. روشن است. ولی ما دنبالش نرفتیم. ما نمی دانیم چه خبر است. گروه های انحرافی امروزه اینقدر انسان های پرمخاطره ای هستند که نزد انسان هایی مثل من می آیند و من را به گروه های خودشان دعوت می کنند. اینقدر به خودشان اجازه می دهند. حواستان را جمع کنید.  

امام حسن عسگری علیه‌السلام فرمودند وضعیت بسیار روشن است، گویا به چشم خود می بینم که بعد از من در مورد جانشین من به اختلاف افتاده اید. آگاه باشید هرکس به همه امامان بعد از پیامبر، اعتراف کند ولی پسرم را انکار کند مانند کسی است که به رسالت همه پیامبران اعتراف نموده ولی رسالت پیامبر خاتم را انکار کرده است. زیرا اطاعت آخر ما اطاعت اول ماست. انکار آخر ما انکار اول ما است. آگاه باشید برای پسرم غیبتی است که مردم در خصوص وی شک می کنند مگر کسی که خدا او را نگه دارد. امام در همین حدیث به سه نکته اشاره فرموده اند: اولاً، من امام آخر نیستم. ثانیاً فرمودند پسرم، ثالثاً هرکس پسرم را انکار کند شیعه نیست. بعد فرمود مگر آنکه خدا او را نگه دارد. خدا چه کسی را نگه می دارد؟ یکی از تعقیبات نماز دعای "اللهم عرفنی نفسک" است. امام فرمود: هرکس این دعا را بخواند از ضلالت در دوران غیبت کبری در امان خواهد بود.

گروه آخر فرقۀ جعفریه بودند. کسانی که طرفدار جعفر کذاب هستند. به او لقب کذاب دادند چون به دروغ ادعای امامت کرد. در بین فرزندان امامان جزء منحصر افرادی است که ادعای امامت می کند. بقیه ادعای امامت نکردند. جعفر پسر حضرت هادی علیه‌السلام است. حضرت هادی فرمودند از پسرم جعفر دور شوید. مثل من و پسرم جعفر مثل نوح و پسرش است. مثل هابیل و قابیل است.

امام سجاد علیه‌السلام اولین امامی بودند که جعفر را  کذاب نامیدند، دو قرن قبل از به دنیا آمدن جعفر.

بعد از آن، دورۀ غیبت صغری، دورۀ نُوّاب می رسد.

پس مراد ما از انحراف در مساله مهدویت این است که یا امامت را در یک جا قطع می کنند، می شوند واقفیه. یا ادعای مهدویت برای امامی می کنند که قائم نیست، شخص امام هست ولی قائم نیست.

سومین انحراف در زمان نواب ایجاد شد: ادعای نیابت خاصه.

دو نوع نیابت در زمان غیبت امام عصر (ع)

ما دو نوع نیابت برای امام عصر علیه‌السلام داریم. نایب خاص و نایب عام. نایب خاص آن است که خود امام معصوم او را نسوب کند. مثل امام حسین علیه‌السلام که مسلم بن عقیل را به نیابت انتخاب کرد. یکی هم در دورۀ امام عصر که ایشان در دوره غیبت صغری چهار نفر را به عنوان نائب خاص انتخاب کردند. این چهار نفر از امام حکم دارند. بعد از غیبت صغری نیابت به قوت خودش باقی است اما اسم آن نیابت عام است. امام کسی را برای نیابت انتخاب نکردند ولی یک ملاک دادند که بر هرکسی تطبیق پیدا کند، آن فرد نایب می شود.: نیابت عامه.

افرادی که به دروغ ادعای نیابت خاص کردند

در سده های قبل کسی که ادعای نیابت خاصه کرد، علیمحمد باب است. رئیس فرقه بابیه. قبل از او در دوران غیبت صغری یکی از کسانی که ادعای بابیت، یعنی باب خاص و نیابت خاص، را کرد، شخصیتی بود که از اصحاب امام حسن عسگری علیه‌السلام بود. عمرش کفاف داد و به دوران امام عصر علیه‌السلام رسید. در دوران حسین بن روح نوبختی که سومین نایب خاص امام بود، ادعای نیابت خاص کرد. حسن شریعی یک ی دیگر از کسانی بود که ادعای نیابت خاص در دوره غیبت صغری کرد. حسین حلاج هم ادعای نیابت خاصه کرد که حکم تکفیر او را امام عصر علیه‌السلام امضا کرد.

 

خروج




پیوندها